چند جمله ای برای خداحافظی
هر تصمیمی در زمان خود حساس و سرنوشت ساز است ، تصور اینکه در هنگام رانندگی تصمیمی اشتباه بگیریم دردناک است.شاید در نظر خیلی ها این سطور ناشی از بازی کودکانه من در دنیای مجازی است اما من حوصله و وقتی برای بازی ندارم! به هر گونه این تصمیم هم برایم سخت بود.
از روزی که اصلا سرحال نبودم و چهره ام استرس را فریاد می کشید. دوستان بسیار خوبی پیدا کردم.دوستانی که تمام سرمایه های من در دنیای مجازی اند! کسانی که از نزدیک مرا می شناسند به خوبی می دانند که بهترین دوستانم با کیلومتر ها فاصله نسبت به من زندگی می کنند .خوشحالم که دوستانی پیدا کرده ام که با اینکه نمی شناسندم دست های محبتشان را روی شانه هایم حس می کنم.....اما چپ دست با به اجبار برای من تمام می شود.
فضای مجازی دنیای پر از سوء تفاهمی شده که دلیل اصلی اش ماهیت اشتراکی آن است . روزی که اکانت چپ دست را ساختم همه چیز را به شوخی گرفتم اما خودم هم گاهی شوخی و جدی را با هم تمییز نمی دادم و این مسائل خیلی از دوستی هایم را ممکن بود تحت الشعاع قرار دهد.من برای دوستی هایم و برای دوستانم احترام و ارزشی زایدالوصف قائلم که حاضر نیستم به سادگی از دستشان بدهم. احساس می کنم ادامه حضورم لطمات جبران ناپذیری به دوستانم می زند و این مساله برای من دردناک است.
من به هیچ وجه شخصیت احساسی که در چپ دست به خود گرفته بودم را ندارم. اتفاقا در برخورد های معمولی کاملا جدی و بد اخلاق و البته ناشناس هستم!!!!البته نافی ته رگه های طنز در گفتارم نیستم اما اینقدرها هم شاد نیستم!
کوتاه سخن که امیدوارم دوستان به بزرگی خود عفو کنند تقاصیر این بنده سراپا تقصیر را ! حلالمان کنند آنها که با کلاممان رنجش خاطری ایجاد کردیم برایشان.دل کندن سخت است اما .....اکانت را پاک نمی کنم به احترام نوشته های شما که در وب نوشته است و مسلما همه آنها را پرینت خواهم گرفت که خاطره اند همگی برایم......ای میل برخی دوستان را گرفتم و در اولین فرصت با آنها مکاتبه خواهم کرد.
از سوی دیگر مجالی نیست دیگر برای فرصت طلبانی که سعی دارند تا مقاصد سوء خود را در تار و پود های مجازی پنهان کنند.
این وبلاگ به یادگار می ماند اما از این پس هیچگونه مطلبی بر روی آن درج نخواهد شد تا دست مایه فروماندگان بی چیز قرار گیرد.
و آخر اینکه عاشق باشید اگر برایتان امکان دارد .....باقی بقایتان
به بهانه روزی پر از سردرگمی
وعده ي ما آن دنیا،پاي بیغوله ویران
پشت خواب بیداد،باغ خيس از مهتاب
ته آواز من ،تيره هاي بی پایان
دخترك بيا نترسيم،دخترك
بيا دريارو بدزديم،دخترك
دم عطرليمو،سرحرفي خوشبو
گوشه ي موجي دنج دوقدم تانارنج
لب داغ لاله ،بغل چمخاله
زيرابري ساده،غزلي افتاده
در غم فرزندمان (تحلیل روز)
روزگاری در این پایتخت فرهنگی روزنامه ای جز خبر جنوب نبود. .همان روزنامه با سابقه شیراز و در پی آن روزنامه های زیادی در این شهر پا به عرصه وجود گذاشت.تا آنکه تحلیل روز متولد شد . .همچون دیگر روزنامه ها تحلیل روز مثل فرزندی خزید تا توانا شد و چرخ هایش به راه افتاد . در گذر زمان بسیاری آمدند و رفتند . تحلیل روز دست نوشته های زیادی را در دل خود جا داد. از آرش ،کوچکترین عضو تحلیل روز گرفته تا زنده یاد بنیاد. بارها با خانم شاکری نشستم و از روزهای ابتدایی تحلیل روز گفتم و شنیدم.از امید صدیق ، حمید روستا ، محمد امین ، محمد جواد شلتوک کار، نرگس مکاری زاده ، فرناز مرادپور ، نیما نبوی ، زنده یاد جواد حافظ نسب ، زنده یاد نسیمی ، زنده یاد علیرضا بنیاد ، مهروش ذاکری ، زهرا فلک بلند ، رویا زارع ، ساناز مجاوری ، سعید تقی زاده ، محمد نظیری ، هاشم حکمه ، فرهاد فروهی و .... همه آنهایی که آمدند و رفتند گفتم و شنیدم.باور نداشتم که روزی به جبر روزگار فرزندمان را ترک می گویم . بارها در مقابل روزگار ایستادم ولی این بار مسافرم . در غم دوری فرزندی که همه ما در رشد او نقش داشتیم سوگوارم.و می دانم که همه ما در غم نبودن تحلیل روز سوگواریم
برای روزهایی که دوستش دارم
روزی در همین شهر دوستی یافتم که علی رغم بزرگی هایش دنیایی کوچکی در خود تنیده بود.از در کنار آن بزرگ بودن همواره لذت می بردم .روزی از کتابی برایم گفت و شعری که تمامی پندکتاب در آن نهفته بود.به من گفت رسم زندگی این است .ُشوخی دیدمش ولی او جدی گفت.
تو را براي ابد ترك ميكنم مريم
چه حُسن مطلع تلخي براي غم، مريم!
براي من كه تو را از تو بيشتر ميخواست
چه سرنوشت بدي را زدي رقم، مريم!
پكي عميق به سيگار مي زنم، هرچند
تو نيستي كه ببيني چه ميكشم! مريم!
همه مرا به خودم واگذاشتند... همه...
همه...
همه...
همه...
حتّي تو هم...
تو هم...
مريم!
چه خوب توی دلم نبودن را کاشتی
دیگر نه به گل ،نه به باد
نه حتی به نیلوفرگان روی مرداب
اعتقادی ندارم
اعتقادم را بخشیدم به همان بادی که ردش روی صورتم ماند
تو حق داشتی دلیل رفتنت هر چه که بود باشد
دل چرکینی من با هیچ دستمال محبتی پاک نمی شود
دارم بخشیدن را به نخ می کشم
صبر را خجالت می دهم
چه خوب توی دلم نبودن را کاشتی
که میان زمستان بی رنگ تهران
خون گریه کردن قرمز قلبم
تا آنسوی پر رنگ جهان تپید و تو ندیدی
حالا که می خواهی باشد برو ولی
دیگر پشت سرت را نگاه هم نکن!!!
من به بی معرفتی سرنوشتم ایمان آوردم.......
برای مهمود
حوای گرم شحریور ماح 88 دلحره حای بی پایان
جایی برای خردن نان نیست
قحوح جوش آنغدر جوشید تا خوشکید
و اندوحی بی پایان در حصرط خوردن یک فنجان غحوح طلخ
تا از اينجا بروم ...
من به دنبال اتاقی خالی ... روزها می گردم .. تا از اينجا بروم ...
من به دنبال اتاقی خالی ...
کز دل پنجره اش ....
عطر گل بوته شبنم زده ای ميگذرد ...
کز دل پنجره اش ...
ناله و سوز نی غم زده ای ميگذرد ...
روزهاست ميگردم تا از اينجا بروم ...
من به دنبال گليمی ساده ... سقفی از چوب و حصير ... سردری افتاده
من به دنبال نگینم هستم
من به دنبال هوای خنک آزادی ...
و دری .. پنجره ای باز .... به يک آبادی ....
روزهاست ميگردم ..
تا از اينجا بروم ...
من به دنبال هوايی نه چنين آلوده ...
روزگاری نه چنين افسرده ...
روزهايی نه چنين پژمرده ...
روزها ميگردم ... تا از اينجا بروم ...........
تا از اينجا بروم ...
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
بهترین سرمایه آن است که به عقل و اندیشه آدمی بیافزاید
چيزي شبيه معجزه با عشق ممكن مي شد
از كفر من تا دين تو راهي به جز ترديد نبود
دلخوش به فانوسم کردی آنجا مگر خورشيد نبود؟
با حس ويراني آمدی تا بشكنی ديوار من
چيزي نگفتن بهتراز تكرار طوطي وار من
بي جستجو، ايمان ما از جنس عادت مي شد
حتي عبادت بي عمل وهم سعادت مي شد
با عشق آن سوي خطر جايي براي ترس نبود
در انتهاي موعظه ديگر مجال درس نبود
كافر اگر عاشق می شد بي پرده مومن مي شد
چيزي شبيه معجزه با عشق ممكن مي شد
من چیستم ؟بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون
افسانه ای خموش در آغوش صد فریب
گرد فریب خورده ای از عشوه نسیم
خشمی که خفته در پس هر درد خنده ای
رازی نهفته در دل شب های جنگلی
.
من چیستم ؟
فریادهای خشم به زنجیر بسته ای …
بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون
زهری چکیده از بن دندان صد امید
دشنام پست قحبه ی بدکار روزگار
.
من چیستم ؟
بر جا ز کاروان سبک بار آرزو
خاکستری به راه
گم کرده مرغ دربه دری راه آشیان
اندر شب سیاه
.
من چیستم ؟
یک لکه ای زننگ به دامان زندگی
و زننگ زندگانی آلوده دامنی
یک ضحبه ی شکسته به حلقوم بی کسی
راز نگفته ای و سرود نخوانده ای
.
من چیستم ؟
…
…
.
من چیستم ؟
لبخند پر ملامت پاییزی غروب
در جستجوی شب
یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات
گمنام و بی نشان
در آرزوی سرزدن آفتاب مرگ
+++
پی نوشت:
انگار صدای جنون به گوش می رسد و کور سویی در این ظلمت به چشم می اید
درگیری ها بر سر آرا همچنان ادامه دارد
اطلاع رسانی شهروندی
روزنامه تحلیل روز-اتاق مدیریت تحریره؛
به صندلی تکیه زده ام و برای خودم صفحات وب را زیر و رو می کنم.ناگهان سرعت در دنیای مجازی به شدت کاهش میابد.اخباری از تهران می رسد که شهر روی آب است.البته می گویند آب جوش هدیه ای است برای مردم.
در روزهای گذشته الفاظ جالب درباره مردم شنیدم؛ارازل،اوباش،خس و خاشاک و....
حالا مردم را بریانی می بینم.به به
پیامک غیر قابل ارسال می شود.صداها با تاخیر جابجا می شود.سایت ها باز نمی شود و اینترنت قطع می شود.
اخبار را به گوش جان نیوش می کنم:
جمعیت به سمت تهران در حال حرکت هستند.
دروازه های تهران بوسیله نیروهای پلیس مسدود شده است.
سردار احمدی مقدم تهدید کرده است مردم را.
شیراز نیز درگیری های پراکنده ای را شاهد است.
صدای آمبولانس ها به گوش می رسد.
منبع این اخبار شهروندانی هستند که از هر وسیله ای برای رساندن خبر خود استفاده می کنند.
این است اطلاع رسانی شهروندی
پروژه راهآهن شیراز پیش از تکمیل افتتاح شد
جمهوریت _محمد حسن شلتوککار:نخستین قطار راهآهن شیراز به اصفهان در مراسمی با حضور پرویز داودی معاون اول رییسجمهور، شیراز را به مقصد حرم مطهر امام خمینی(ره) ترک کرد. این قطار که سالهاست به آرزوی دستنیافتنی مردم فارس تبدیل شده بود در حالی سوتش به صدا درآمد که حرف و حدیثهای فراوانی را به دنبال داشت. بسیاری از نمایندگان فارس در مجلس نسبت به راهاندازی این قطار اعتراض کرده و دست به افشاگری زدهاند. با وجود افشای اطلاعات گوناگون که نگرانیهای مختلفی را در زمینه امنیت این قطار در پی داشت بالاخره در آستانه انتخابات ریاستجمهوری ....
ادامه مطلب
ادعای احمدی نژاد درمورد ملوانان تکذیب شد
سخنگوی وزارت خارجه بریتانیا می گوید: در جریان بازداشت ملوانان بریتانیایی و سپس آزاد کردن آنها توسط ایران که در سال 2007 رخ داد، هیچ عذرخواهی از سوی دولت بریتانیا صورت نگرفت.این سخنگوی وزارت خارجه بریتانیا به بی بی سی گفت: در پی این ماجرا (بازداشت ملوانان) مکاتباتی میان سفارت بریتانیا در تهران و مقامهای ایران رد و بدل شد. به هر حال عذرخواهی در این مکاتبات نمی توانست معنایی داشته باشد، چون اصولا این ماجرا در آبهای ایران اتفاق نیفتاد.این در حالی است که در مناظره انتخاباتی میان محمود احمدی نژاد و میر حسین موسوی، که چهارشنبه شب از سیما پخش شد، احمدی نژاد مدعی شد پس از آزاد شدن ملوانان، تونی بلر، نخست وزیر وقت بریتانیا از ایران عذرخواهی کرد.احمدی نژاد در بخشی از پاسخش به انتقادهای آقای موسوی نسبت به سیاستهای خارجی دولت نهم از جمله ماجرای ملوانان بریتانیایی گفت: آقای بلر کتبا نامه داد و عذرخواهی کرد و گفت ما سیاستهای مان را در رابطه با ایران عوض خواهیم کرد.احمدی نژاد افزود: این سند در وزارت خارجه ایران موجود است و یکی از زیباترین کارهای جمهوری اسلامی برخورد با ملوانان بریتانیایی بود. همان زمان تونی بلر نخست وزیر وقت انگلیس گفته بود: آنها (ملوانان) بدون هر گونه معامله، مذاکره و توافق های حاشيه ای آزاد شدند." هشت ملوان و هفت تفنگدار دريايی بريتانيايی پس از آنکه دوازده روز را در ايران در بازداشت سپری کردند، روز 4 آوریل 2007 در حضور محمود احمدی نژاد آزاد شدند.
شاگرد همیشگی شما هستم خانم معلم
باز هم سلام
خانم معلم سلام
شما معلم خوبی برای من بودید.باور کردن این موضوع اکنون برایم راحت تر شده است.هنوز این جمله در گوشم به یادگار مانده است"به ساعت من اکنون زمان درس خواندن شماست"
خانم معلم درسهام رو خوب نخوندم ولی نمره 64 گرفتم.
خانم معلم با آنکه تلاش کردم اما حضور استادی دلسوز در کنارم خیلی به من کمک کرد.
راستی خانم معلم من شاید ثلث دوم نمره قبولی نگیرم ولی مهم نیست چراکه شما راه را به من نشان دادید.
برای همیشه از شما ممنونم.
شاگرد همیشگی شما مزاحم چپ دست
از علائم آخرالزمان
مردم نماز را از بين ببرند و امانت را ضايع گردانند،
دروغ را حلال شمرند و ربا بخورند و رشوه بگيرند .
ساختمانهاى بلند بسازند، دين را به دنيا بفروشند،
نادانان را رئيس كنند و با زنها مشورت نمايند،
با اقوام و فاميل خود قطع رابطه نموده و به دنبال هوى و هوس روند...
قرآنها زينت شود و مساجد طلاكارى گردد
و مناره ها طولانى و بلند شود، اشرار مورد احترام قرار گيرند
و صفها شلوغ شود و خواسته ها مختلف گردد
و عهدها شكسته گردد و موعود نزديك شود،
زنها با شوهرهايشان در تجارت و كسب براى حرص دنيا شريك شوند...
ساز و آواز وسائل غنا را استعمال كنند، و آخر اين امت اولش را لعن كند،
زنها سوار زينها گردند، و زنان به مردان و مردان به زنان شبيه شوند...
لباسهاى ميش را بر دلهاى گرگها بپوشاند، قلبهاى آنها از مردار گنديدهتر است
و صبر از گياه تلخ، تلختر است...
وقتی این جملات را می نوشتم تازه متوجه شدم چقدر در دوران دولت نهم به دوران آخر الزمان نزدیک شدیم
میر حسین موسوی در یاسوج
میرحسین موسوی در جمع مردم فارس:دولت من دولت رمالی و کف بینی نیست
مهندس میرحسین موسوی دقایقی پیش در میان استقبال پرشور و کم نظیر مردم استان فارس به فرودگاه شیراز وارد شد.جمعیت بسیار زیادی از مردم استان فارس از ساعتی پیش در فرودگاه شیراز حاضر شده و در انتظار حضور موسوی بودند.جمعیت حاضر در فرودگاه با در دست داشتن پلاکادرها و نمادهای سبز، سرود «ای ایران» و «یار دبستانی» سر داده بودند و در انتظار ورود موسوی
ادامه مطلب
خاطرات هاشمی رفسنجانی
دانشجویان امیرکبیر در آستانه آزادی
دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیرکبیر فردا یکشنبه 13 اردیبهشت ماه آزاد می شوند.
شعبه 12 دادگاه انقلاب اسلامی برای آزادی دانشجویان 200 میلیون تومان وثیقه صادر کرده است. قرار بود نامه آزادی دانشجویان از سوی دادگاه انقلاب امروز شنبه 12 اردبیهشت ماه صادر شود که به علت اتمام وقت اداری، صدور این نامه به فردا موکول شده است.
گفتنی است 9 نفر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در زندان اوین هستند. بیش از دو ماه از بازداشت 5 دانشجو پس از مراسم تدفین شهدا در دانشگاه امیرکبیر و حدود 3 ماه از بازداشت 4 دانشجو هنگام برگزاری مراسم بزرگداشت مهندس مهدی بازرگان در تاریخ 17 بهمن می گذرد.
اسامی دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیرکبیر به شرح زیر است:
1. حسین ترکاشوند
2. یاسر ترکمن
3. مجید توکلی
4. عباس حکیم زاده
5. کوروش دانشیار
6. مسعود دهقان
7. اسماعیل سلمانپور
8. احمد قصابان
9. مهدی مشایخی
10. نریمان مصطفوی

















